پايگاه جهاني اطلاع رساني تصديق

pravila
سخن سردبير 13
تغذیه و سلامتی 20
مناظرات 3
مقالات 80
پيامهاي كوتاه 14
اخبار
سياسي 511
ديني ، مذهبي 116
انرژي 53
اجتماعي 186
خارجي 142
اقتصادي 226
فرهنگي 431
فناوري اطلاعات 232
اخبار گوشي هاي همراه 11
ورزشي 42
بوكس 15
فوتبال 94
واليبال 5
كشتي 18
ورزش بانوان 3
فوتبال بانوان 4
كاراته بانوان 6
علمي 56
حوادث 22


نظرشما در مورد پايگاه چيست ؟

عالي
خوب
متوسط
بد

» سايت رسمي مقام معظم رهبري
» پايگاه خبري تقرير
» جامع ترين و به روز ترين پايگاه دانلود ايرانيان
» سايت موعود
» سايت زيبا و معنوي ليله القدر
» تبيان
» خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا
» خبرگزاري فارس
» خبرگزاري ورزش ايران - ايپنا
» خبرگزاري ميراث فرهنگي
» شبکه اطلاع رساني نفت و انرژي - شانا
» خبرگزاري قرآني ايران - ايکنا
» خبرگزاري شبستان
» باشگاه خبرنگاران جوان
» خبرگزاري زنان ايران - ايونا
» مركز اطلاع‌رساني فلسطين
» خبرگزاري آريا
» شبکه خبر
» واحد مرکزي خبر
» خبرگزاري جمهوري اسلامي - ايرنا
» خبرگزاري کار ايران - ايلنا
» خبرگزاري مهر
» خبرگزاري کانون دانش آموزي - پانا
» شبکه خبر دانشجو
» خبرگزاري موج
» خبرگزاري دانشگاه آزاد اسلامي - آنا
» آژانس خبرنگاران تکنولوژي ايران - ايتکا
» خبرگزاري قدس
» باشگاه خبرنگاران دانشجويي ايران - ايسکانيوز
» خبرگزاري رسا
» شبکه خبری برنا
» خبرگزاری کتاب ایران
» وبلاگ زكي
» وبلاگ مهدي موعود (عج)
» مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام
» اولین خبرگزاری صنایع غذایی ایران
» خبرگزاري کشاورزي ايران - ايانا
.:. متن کامل مناظره دکتر سید محمد حسینی قزوینی و مولوی عبدالمجید مرادزهی .:.
به نقل از پايگاه اطلاع رساني شيعيان

متن کامل مناظره دکتر سید محمد حسینی قزوینی و مولوی عبدالمجید مرادزهی


فایل صوتی مناظره را می توانید با کلیک کردن بر روی لینک های زیر دانلود کنید :

shiayan

فایل صوتی نظرات بینندگان بعد از مناظره
shiayan




متن مناظره

نکته : مواردي كه قابل شنيدن نبوده ، با ؟؟؟ نشان داده شده است .

پنجشنبه : 17 مرداد 1387

هدايتي (مدیر شبکه جهانی سلام) :
خدمت شما دوستان بيننده سلام و درود تقديم مي‌كنيم ، انشاء الله كه با موفقيت و سربلندي كامل در پناه خداوند سبحان روز گار را سپري كرده باشيد .

برنامه‌اي كه امروز شروع مي‌كنيم ، گفتگويي است بين دو بزرگوار ، جناب آقاي حسيني قزويني و جناب آقاي مراد زهي . يك گفتگوي دوستان و يك مناظره براي روشن شدن نقاط مبهم و نقاط نا مشخص تاريخ ... .

موضوع مناظره حضرت زهرا سلام الله عليها است . از ماه ها قبل قرار بود كه مناظره‌اي را برگزار كنيم ، متأسفانه اين امكان فراهم نشد به دلائل مختلفي .

دليل انتخاب اين موضوع اين است كه مشكلاتي براي برخي از دوستان و هموطنان ما رخ داده است كه اختلافاتي را به وجود آورده است ، شب نامه هايي را چاپ كرده‌اند ، سخنراني‌هايي را كرده‌اند و ... اين مسائل باعث شد كه متأسفانه برخوردهاي فيزيكي نيز صورت گيرد .

من يك توضيحات اوليه را بدهم : اولا اين گفتگوها دوستانه است و هر دو طرف از شخصيت‌هاي اسلامي هستند و بنايمان بر اين است كه اين گفتگو دوستانه و سالم برگزار شود و انشاء الله به دنبال اين هستيم كه حقايق روشن بشود و دانش مان بارور تر بشود .

هيچ يك از دو طرف مناظره قطعا به دنبال اين نيستند كه طرف ديگر را شكست بدهند ... هر دو بزرگوار نيز توضيح خواهند داد . انشاء الله اين برنامه الگويي خواهد شد براي برخي از رسانه‌ها و تلويزيون‌هايي كه مناظره برگزار مي‌كنند و خودشان به قضاوت مي‌نشينند و بهره برداري مي‌كنند كه ما پيروز شديم و فلاني شكست خورد ... . ما دلمان مي‌خواهد كه خود مردم قضاوت كنند و در باره‌اش صحبت كنند .

خود اين برنامه بعد از يك وقفه طولاني ، يك حركت جديدي باشيد و تعيين كننده باشد كه ما اين مناظره را ادامه دهيم .

نكته دوم اين است كه هر دو طرف از موضوع مناظره دور نشود و در باره حضرت زهرا سلام الله عليها باشد .

برنامه به اين شكل خواهد بود كه دو تا ده دقيقه آغازگر برنامه خواهد بود براي هر دو بزرگوار . هر دو طرف صحبت خواهند كرد ،‌ بعد يك دقيقه طرف مقابل سؤال خود را مطرح خواهد كرد ، طرف ديگر چهار دقيقه وقت دارد كه در باره اين يك دقيقه و سؤال وي صحبت كند . وقتي چهار دقيقه اش تمام شد ،‌ يك دقيقه به ايشان وقت مي‌دهيم سؤالي مطرح كنند تا طرف مقابل چهار دقيقه وقت داشته باشد كه جواب دهد .

براي شروع دو راه است ، يا اين كه از آقاي مراد زهي خواهش كنيم كه چون مهمان هستند شروع كنند و يا به عهده قرعه مي‌گذاريم . نظر جناب مراد زهي را مي‌پرسيم كه ايشان شروع كنند و يا قرعه كشي كنيم .

مراد زهي : هرچه نظر جناب آقاي قزويني باشد ما حرفي نداريم .

استاد قزويني : اگر ايشان تمايل دارند براي شروع كردن و چون مهمان ما هستند و ما وابستگي مان به شبكه سلام بيشتر است ، ما اين حق اولويت را به ايشان واگذار مي‌كنيم .

جناب آقاي مراد زهي ! من از الآن وقت مي‌گيرم ، وقتي گفتم شروع كنيد .

مولوي مراد زهي (از اساتید برجسته حوزه علمیه زاهدان) :
بسم الله الرحمن الرحيم و به نسعين ، نحمده و نصلي علي رسوله الكريم و نصلي و نسلم علي آله و اصحابه الكرام . قال الله تبارك و تعالي :

فَبَشِّرْ عِبَاد . الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب‏ .الزمر /17 و 18 .

ضمن عرض تشكر و قدردارني از مسؤولين شبكه سلام و حاج آقاي قزويني كه ؟؟؟ باهم در ارتباط بوديم و قرار بود كه يك گفتگوي دوستانه‌اي در اين شبكه داشته باشيم كه بحمد الله اين زمينه مطرح شد و بنده لازم مي‌دانم كه از هم دست اندر كاران تقدير و تشكر داشته باشم .

لازم مي‌دانم مقدمه‌اي كه بسيار مرتبط با بحث مان است ، عرض كنم به صورت ؟؟؟ تا بعدها ما وارد بحث اصلي بشويم .

همه مي‌دانيم كه ؟؟؟ اسلام در وضعيت فعلي وضعيت خاصي دارد كه در طول چهارده قرن فكر نمي‌كنم كه چنين وضعيتي را داشته باشد . بسيار متفرق ، پراكنده و ؟؟؟ دشمنان اسلام و مسلمين . بنابراين مسؤوليت انديشمندان ، علما ، مطبوعات ، شبكه‌هاي ماهواره‌اي ومتوليان امور فرهنگي در جهان اسلام بسيار سنگين است .

ما چهارده قرن ، سيزده قرن از راه تفرقه و كوبيدن همديگر دست آور و نتيجه‌اي نداشته‌ايم ، مسلّما در حال حاضر و در قرون آينده ؟؟ دست آوردي نخواهيم داشت .

در حال حاضر نياز شديد به وحدت داريم و آن فرماني كه خداوند متعال فرموده :

بسم الله الرحمن الرحيم :

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا . آل عمران /103 .

نياز شديد به اعتصام به حبل الله و چنگ زدن به ريسمان الهي كه همان قرآن است و عمل كردن به آن داريم . و اين كه از تعصبات كوركورانه و از هر گونه فرقه گرائي و تقويت فرقه گرايي كنار بياييم .

هدف اصلي از اين بحث همان طور كه آقاي هدايتي فرموده ، يك مناظره كشتي گرفتن نيست كه به دنبال اين باشيم كه به هر حال اين طرف ، طرف ديگر را مغلوب كند ، خير . اصل گفتگو ، اصل حوار و مخصوصا در كشور ما در كشور اسلامي ايران كه پيشتاز طرح گفتگوي تمدن‌ها بوده و هست ، شايسته است كه ما اين گفتگوي دوستانه و گفتمان را در ميان خود مان هم داشته باشيم .

بنابراين اين گفتمان را به فال نيك مي‌گيريم ... [قطع شدن موقت صدا] . تمام شنوندگان گرامي ، از تمام اهل نظر و آن‌هايي كه صداي ما را مي‌شنوند ؛ چه از برادران شيعه و چه برادران اهل سنت ، كه اين يكي دو ساعت ، بحث شيعه و يا بحث سني را از مغزشان بيرون بريزند ، به عنوان يك مسلمان پاي صحبت برادر مسلمان خودشان بنشينند و براساس آيه‌اي كه تلاوت كرديم ، كه قرآن مي‌فرمايد :

بشارت به آن انسان‌هايي كه گفتمان و گفتارها را گوش مي‌دهند و از مستندترين و مستدل ترين و بهترين گفتمان آن را اتباع مي‌كنند ، آن‌ها صاحبان انديشه هستند پيروي مي‌كنند .

شبكه سلام ، فرصتي است كه به هر حال براي دوستان ما پيش آمده و مي‌توانند كه دراين مكان دوري كه قرار دارند به عنوان فرصت استثنائي در جهت وحدت مسلمين و در جهت دعوت به اسلام ودر جهت تبليغ اسلام تلاش و كوشش كنند .

بنابراين ما از همين الآن مجددا از مسؤولين و متوليان شبكه سلام با رويكرد جديدي به سمت اتحاد و انسجام اسلامي ، به سمت وحدت و به سمت تقريب دلها و نزديك كردن دلهاي جامعه اسلامي گام بردارند .

بنابراين آنچه كه احساس كرديم كه انگيزه شد تا در اين بحث شركت كنيم ، بحث‌هايي است كه در اين يكي دو سال اخير مطرح شده و در شبكه‌هاي خبري ،‌ در روزنامه‌ها ، در مطبوعات ، در شبكه‌هاي اينترنتي بسيار به صورت گسترده روش بحث مي‌شود و آن همان طرح اتهاماتي كه به بهترين انسان‌ها بعد از رسول خدا صلي الله عليه وسلم؛ يعني حضرت ابوبكر صديق و حضرت عمر فاروض رضي الله عنهما زده شده اين اتهامات و بعد از آن هم مستنداتي كه آورده شده براي آن مواردي از كتب اهل سنت است . مي‌خواهيم بررسي كنيم كه واقعاً انسان‌هايي كه بعد از پيامبر پايه گذار دين اسلام و پايه‌گذار فتوحات اسلامي بودند و ما ايرانيان هم به ويژه مرهون خدمامت و زحمات و تلاش‌ها و مجاهدتهاي آن‌ها هستيم كه اسلام به ما رسيد و الآن ما مسلمان هستيم . آيا واقعاً چنين برنامه‌هايي بوده ، چنين چيزي صورت گرفته و يا اين كه اين‌ها براثر دسيسه مخالفين اسلام و دشمنان اسلام در طول تاريخ كه خواسته‌اند تفرقه گرايي را تشويق بفرمايند بين فرقه‌هاي اسلامي از سوي آن‌ها صورت گرفته و در بعضي از كتاب‌ها روايات جعلي و ساختگي در اين خصوص وضع شده .

ما الآن به وظيفه بزرگي نسبت به آل و اصحاب پيامبربر عهده داريم . آل و اصحاب پيامبر همانند دو بازوي يك پرنده‌اي مي‌مانند كه هر كدام از اين بازو اگر نباشد ، پر نباشد ، پرنده نمي‌تواند پرواز كند .

بنابراين ما از همه شنوندگان عزيز استدعا داريم كه به دور از تعصب و به دور از اين كه پيرو چه مذهبي هستند به عرائض مختصر بنده انشاءالله در بحث‌هاي آينده گوش مي‌دهند و همه در نهايت دنبال اين چيزي كه كشف حقيقت هست ، باشيم . انشاءالله .

در رابطه با شخصيت حضرت فاطمه زهرا و اين كه ديدگاه اهل سنت و بالاتر از آن در رابطه با ديدگاه اهل سنت نسبت به ؟؟؟ پيامبر عرائضي است انشاء الله در بحث‌هاي آينده در بحث‌هاي بعدي خواهيم داشت و الآن چون وقت در اين ده دقيقه تمام شد ، من سعي مي‌كنم كه در فرصت‌هاي بعدي در خدمت دوستان باشيم .

استاد حسيني قزويني (عضو هیأت علمی و رئیس بخش حدیث دانشگاه بین المللی آل البیت علیهم السلام ، استاد حوزه علمیه قم در سطوح عالی و مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر (عج) ) :
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ، بسم الله الرحمن الرحيم ، و به نستعين و هو خير ناصر و معين ، الحمد لله والصلاة علي رسول الله و علي آله آل الله ، لا سيما علي مولانا بقية الله ، والعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله الي يوم لقاء الله . افوض امري الي الله إن الله بصير بالعباد

ما هم ضمن سلام به همه دست اندر كاران شبكه سلام ، جناب حاج آقاي هدايتي و بينندگان عزيز در سراسر دنيا . تشكر مي‌كنيم اولاً از شبكه سلام كه اين بستر را فراهم كردند كه يكي از عزيزان اهل سنت كه از اساتيد برجسته حوزه علميه دارالعلوم مكي زاهدان هست ، حضور پيدا كند و مطالبشان را شفاف در اين جلسه دوستانه و گفتگوي صميمي بيان كند .

و از مقدمه‌اي هم كه برادر عزيزم جناب مراد زهي بيان كردند ، من باز تشكر مي‌كنم . بنده هم تأكيد مي‌كنم بر اين كه ما مسلمان‌ها امروز در برابر دشمن مشترك قرار گرفته‌ايم كه دشمنان برايشان نه شيعه و نه سني هيچ كدام فرق نمي‌كند ، با همان سلاح‌هايي كه در افغانستان و در كابل سني‌ را مي‌كشند ، در مزار شريف شيعه را مي‌كشند . در عراق اگر در فلوجه برادران اهل سنت ما را مي‌كشند‌ ، در شهيد صدر شيعيان را مي‌كشند و ما چه شيعه و چه سني برادر هستيم ،‌ كتابمان يكي است ، قبله‌اي مان يكي است ، پيامبران مان يكي است ، مشتركات زيادي داريم و در كنار ، هم اختلافاتي داريم و براي اختلافات به جاي اين كه متوسل بشويم به خشونت و يا اهانت و يا جسارت ، چه بهتر كه بسترهاي اين چنيني فراهم شود كه از شيعه و سني در يك جلسه خيلي دوستانه مطالبشان را مطرح كنند .

و اما اين كه موضوع ما حضرت زهرا سلام الله عليها است ، روي چند محور اين موضوع انتخاب شد و جناب مراد زهي هم اين پشنهاد را پذيرفتند .

نكته اول اين كه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها در ميان فرزندان نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم جايگاه كاملاً ويژه‌اي داشت و هم از ديگر فرزندانش و هم از ديگر صحابه امتياز ويژه‌اي داشت .

صديقه طاهره تنها كسي كه است كه رسول اكرم به صراحت درباره او فرمود ، سيدة نساء اهل الجنة ؛ خانم و بانوي زنان بهشتيان است .

صحيح بخاري ، ج4 ،‌ ص183 .

همچنين روايتي را هيثمي از عائشه ام المؤمنين نقل مي‌كند كه :

مارأيت افضل من فاطمة غير أبيها .

جز رسول اكرم ، كسي در فضيلت به حضرت صديقه طاهره نمي‌رسد .

يا :

ما رأيت احدا اصدق من فاطمة .

راستگوتر از فاطمه در كره زمين نبود.

هيثمي در مجمع الزوائد مي‌آورد و رجالش هم تصيحح مي‌كند .

مجمع الزوائد ، ج9 ،‌ ص201.

ابن حجر هم در كتاب الإصابة ، ج8 ، ص264 مي‌گويد اين روايت سندش به شرط شيخين صحيح است .

همچنين روايات متعددي كه محبوبترين زنها در نزد پيامبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بوده.

مسند احمد ، ج4 ،‌ ص275 و باز هيثمي در مجمع الزوائد ، ج9 ،‌ 202 مي‌گويد روايت صحيح است .

حتي ابن حجر عسقلاني نقل مي‌كند از سبكي از استوانه‌هاي علمي اهل سنت ، كه حضرت صديقه طاهره از خديجه و از عائشه فضيلتش بالاتر بوده است .

فتح الباري ، ج7 ،‌ ص105 .

و همچنين مناوي نقل مي‌كند كه فاطمه زهرا از خلفاي اربعه ، به اتفاق علماي اهل سنت افضل بوده است .

فيض القدير ، ج4 ، ص556 .

نكته ديگر ما مي‌بينيم كه در كتاب‌هاي معتبر اهل سنت غضب فاطمه زهرا و رضاي فاطمه زهرا معادل با رضاي خداي عالم و غضب خداي عالم قرار گرفته است .

المستدرك ، با سند صحيح ، ج3 ،‌ ص153 :

ان الله يغضب لغضبك يا فاطمه و يرضي لرضاك .

همچنين خود بخاري در صحيحش آورده :

فاطمة بضعة مني ، فمن اغضبها اغضبني.

فاطمه پاره تن من است ، هركس او را به غضب بياورد ، مرا به غضب آورده .

يا مسلم دارد :

فاطمة بضعة مني ، يؤذيني ما آذاها .

هر آن چه كه زهرا را اذيت كند ،‌ مرا اذيت كرده است .

اين‌ها نشان مي‌دهد كه فاطمه زهرا سلام الله عليها جايگاه ويژه‌اي در نزد رسول اكرم و خداي عالم داشته . و ما بر اين عقيده هستيم كه نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم ، از بيان اين روايات و احاديث اين بود كه الگويي براي امت اسلامي معين كند ، يعني اگر بعد از نبي مكرم جامعه اسلامي دچار تلاطم شد دچار فتنه شد ، دچار اختلاف شد ، تنها يادگار نبي مكرم ، فاطمه زهرا سلام الله عليها به هر سو رو كرد حق هست و رضاي خداوند در آن سو است و اگر نسبت به هر طرفي و هر فردي غضب كرد ، ناخشنود شد ، قطعاً خدا و پيامبر هم از او غضبناك و نا خشنود است .

ولذا قضيه فاطمه زهرا سلام الله ،‌ يك قضيه طبيعي نيست و اين روايات متعدد رواياتي نيست كه نبي مكرم فقط به خاطر اين كه فاطمه زهرا دختر او هست و نسل او هست و از نطفه او هست بيان كرده باشد ؛ چون پيامبر اكرم فرزندان ديگري هم داشته‌اند ، چه پسر و چه دختر .

و لذا ما بر اين عقيده هستيم كه قضيه حضرت زهرا سند حقانيت عقيده شيعه است و اين كه جناب مراد زهي اشاره فرمودند نسبت به صحابه به ويژه جناب خليفه اول و دوم اين مسائل مطرح است ، اين مسائل قبل از اين كه در كتاب‌هاي شيعه مطرح شده باشد ، در كتاب‌هاي اهل سنت مطرح است . به قول معروف مي‌گويند : احترام امام زاده را بايد متولي نگه دارد . آن‌چه در كتاب‌هاي اهل سنت مطالبي در مطاعن خلفاء آمده ، در كتاب‌هاي شيعه شايد آن قدر نيامده باشد .

هدايتي :
الآن از جناب آقاي قزويني مي‌خواهيم كه يك دقيقه سؤال بكنند و جناب مراد زهي درچهار دقيقه پاسخ بدهند . بعد از آن كه جناب مراد زهي چهار دقيقه پاسخ دادند ، يك دقيقه به ايشان فرصت مي‌دهيم كه سؤالشان را مطرح كنند .

سؤال استاد قزويني :
سؤال اول من از مراد زهي اين است كه روايات صحيحي كه عرض كردم ،‌ از عائشه كه مي‌گويد: ما رأيت احداً قد اصدق من فاطمه ؛ راستگوتر از فاطمه نبوده . فاطمه زهرا سلام الله عليها بعد از رحلت نبي مكرم مطالباتي از خليفه اول داشتند ؛‌ ولي خليفه اول پاسخ منفي دادند ،‌ آيا اين خود نشانگر تكذيب سخن پيامبر اكرم نيست ؟

جواب مولوي مراد زهي :
من با توجه به رواياتي كه در رابطه با فضيلت و منقبت فاطمه زهرا قرائت شد ، اين قبول . فضيلت و منقبت فاطمه زهرا از ديدگاه اهل سنت يك امري مستند و قطعي است و جا دارد ما اين را در سه چهار قطعه شعري علامه اقبال لاهوري سروده توضيح دهيم .

مريم از يك نسبت عيسي عزيز از سه نسبت حضرت زهرا عزيز

نور چشم رحمة للعالمين آن امام اولين و آخرين

آن كه جان در پيكر گيتي دميد روزگار تازه آئين آفريد

بانوي آن تاج دار هل اتي مرتضي مشكل گشا شير خدا

در رابطه با حضرت فاطمه زهرا و اهل بيت پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم ،‌ به طور كلي عقيده اهل سنت اين است كه محبت اهل بيت و محبت صحابه پيامبر جزء معتقدات مسلم و جزء ايمانيات ما است . يعني به همان نسبتي كه ما نسبت به خليفه اول و نسبت به خليفه دوم و ساير صحابه محبت داريم ،‌ به همان نسبت ،‌ نسبت به حضرت علي رضي الله عنه ، فاطمه زهرا رضي الله عنها ، حضرت حسن ، حضرت حسين و ديگر اهل بيت محبت داريم .

در ؟؟؟ محبت اگر يك ترازوي جلوي ما گذاشته بشود و محبت اهل بيت ومحبت اصحاب پيامبر در دو كفه ترازو قرار بگيرد ،‌ هيچ كفه‌اي بر كفه ديگر شايد سنگين تر نباشد و دليلش هم اين كه ما در خطبه‌هاي نماز جمعه در هر جمعه و در تمام خطبه در روزهاي جمعه دعاي مغفرت براي اهل بيت و به ويژه حضرت فاطمه زهرا و اهل بيت صورت مي‌گيرد . من قطعه‌اي ازآن خطبه را قرائت بكنم . اين خطبه‌ دومي است كه در تمام مساجد اهل سنت قرائت مي‌شود ؛ مخصوصا در كشورهاي آسيايي ايران و پاكستان و هندوستان كه خطبه‌هاي اصلي به زبان فارسي و بعضي به زبان عربي قرائت مي‌شود .

قال النبي صلي الله عليه وسلم : ارحم امتي بأمتي ابوبكر ، وأشدهم في امر الله عمر ، و اصدقهم حياء عثمان و اقواهم علي ، و فاطمة سيدة نساء اهل الجنة ، وحمزة اسد الله و اسد رسوله رضوان الله تعالي عليهم اجمعين . اللهم اغفر للعباس وولده مغفرة ظاهرة و باطنة و؟؟؟؟ ذنبا .

اين عقيده ما است . هيچ فرقي در اين راستا وجود ندارد . يك قطعه شعري هم از ملا عبدالرحمن جامي قرائت كنم :

جز به آل كرام و صحب عزام فلك دين نبي نيافته عظام

نامشان جز به احترام نبر جز به تعظيم سويشان منگر

همه را اعتقاد نيكو كن دل ز انكارشان يك سو كن

هر خصومت كه بودشان باهم به تعصب مزن در آن جا دم

حكم آن قصه با خداي بود زندگي كن تو را به حكم چه كار

اما سؤالي كه ...

هدايتي : وقت تان تمام است ، الآن لطف كنيد سؤال خودتان را مطرح كنيد ، جناب آقاي قزويني پاسخ دهند .

سؤال مولوي مراد زهي:
سؤال من اين است كه جناب آقاي قزويني كه سؤال فرمودند خارج از موضوع بحث ما بود ، موضوع بحث ما هجوم به خانه فاطمه زهرا و سوزاندن خانه و ضرب و لطم حضرت فاطمه و اسقاط جنين است كه توسط طبق ادعاي ايشان و در سايت اينترنتي ايشان اين مسأله را كه گفته اند به دستور ابوبكر صديق و مجري اش هم خليفه دوم و بعضي ديگه بودند ، ما سؤال مان اين است كه با توجه به گذشت چهارده قرن از آن قضايا چه مستنداتي براي طرح اين قضيه جناب آقاي قزويني دارند كه الآن وجود دارد ، نه مدعي عليه وجود ،‌ نه شهود وجود دارد و با توجه به اين كه چنين ادعايي هم ... لطف بفرمايند پاسخ دهند .

پاسخ استاد قزويني :
در رابطه با قضيه هجوم به خانه فاطمه زهرا ، اگر بناست ما آن چه كه در كتاب‌هاي روائي و رجالي و تاريخي آمده ، ارزش قائل نشويم ، هيچ يك از موضوعات حتي در اثبات ركعات نماز ما نمي‌توانيم بگوييم چيزي براي ما ثابت شده و يا ثابت نشده .

ولي آن چه در رابطه با هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله است ، ما چهار تا روايت صحيح با بررسي در شبكه المستقله مطرح كرديم ،‌ در شبكه سلام هم آورديم كه يكي از آن‌ها قضيه ندامت خود جناب خليفه اول است كه مي‌گويد من براي سه چيز كه انجام داده‌ام ، تأسف مي‌خورم و پشيمان هستم : يكي از آن‌ها :

وددت أني لم اكشف بيت فاطمة و إن اغلق علي الحرب .

اي كاش من خانه فاطمه زهرا را مورد هجوم قرار نمي‌دادم ، خانه فاطمه زهرا را كشف نمي‌‌كردم .

در اين قضيه روايت كاملاً صحيح است‌ ، هيچ شبهه‌اي در صحت روايت نيست ، بلكه بعضي از بزرگان اهل سنت نسبت به اين قضيه صراحت بر اين كه روايت صحيح است .

جناب سيوطي در مسند فاطمه ، ص34 ، و 35 صراحت دارد كه اين روايت صحيح است .

جناب مقدسي از شخصيت‌هاي برجسته اهل سنت است كه ذهبي از او به عنوان : الإمام ، العالم الحافظ الحجة ،‌ نام مي‌برد ، مي‌گويد‌:

هذا حديث حسن عن أبي بكر .

الأحاديث المختاره ، ج10 ، ص88 .

و همچنين از شخصيت‌هاي برجسته اهل سنت ؛‌ مثل جناب فرحان مالكي صراحت دارد بر اين كه اين روايت صحيح است و شبهه‌اي در اين زمينه نيست. ايشان در كتاب قراءة في كتب العقائد ، ص52 مي‌گويد : من اول تصور مي‌كردم كه اين روايات سند ندارد ؛ ولي پس از بررسي برايم ثابت شد : وهي ثابتة بأسانيد صحيحه و ذكري ؟؟؟ .

اين به اسانيد صحيح ثبت شده و هيچ شبهه‌اي در اين نيست .

و همچنين روايت ديگري كه ابن أبي شيبه دارد ، استاد بخاري است ، صراحت بر اين كه اين جناب خليفه دوم آمد ، گفت با اين كه احترام حضرت زهرا براي من محرز است ، ولي قسم به خداي عالم اين احترام حضرت زهرا مانع آن نمي‌شود كه من دستور بدهم :

إن امرتهم أن يحرق عليهم البيت .

خانه را با ساكنانش به آتش بكشند .

المصنف ، ج8 ،‌ ص752.

همين روايت را بلاذري در كتاب الأنساب الأشراف ،ج 1 ،‌ص 586 ، قضيه احراق را يعني تهديد به سوزاندن را مطرح مي‌كند و همچنين خود طبري در روايت ديگر همين مسأله را در تاريخش ج2 ، ص443 مطرح مي‌كند .

هدايتي : از الآن شما يك دقيقه فرصت داريد سؤال جديد مطرح كنيد ، بعد جناب مراد زهي فرصت خواهند داشت كه پاسخ دهند .

سؤال استاد قزويني :
ايشان فرمودند ما به همان نسبتي كه حضرت زهرا و حضرت علي را دوست داريم ، جناب ابوبكر و عمر را دوست داريم . طبق روايت صحيح بخاري ، پيامبر اكرم فرمود : فاطمه غضبش ، غضب من و رضايتش رضايت من است . در صحيح بخاري و مسلم صراحت دارد كه فاطمه زهرا از ابوبكر و عمر غضبناك از دنيا رفتند ؛ فلم تزل مهاجرته حتي توفيت . واين نشان‌گر اين است كه وقتي فاطمه زهرا سلام الله عليها از آن‌ها راضي نيست ، پيامبر هم از آن دو نفر راضي نيست ، خدا هم راضي نيست . محبت كسي كه پيامبر و خدا از او راضي نيست، خلاف شريعت ، و خلاف شرع و خلاف عقل است . جواب بدهند .

پاسخ مولوي مراد زهي :
ببنييد موضوع بحث ما آن چيزي است كه جناب آقاي قزويني مطرح فرمودند. بعد از چهارده قرن دادگاهي ايشان تشكيل دادند و به عنوان مدعي چهار ادعا را و چهار اتهام را متوجه خليفه اول ودوم كردند: 1 . هجوم به خانه فاطمه زهرا ؛ 2 . سوزاندن خانه فاطمه زهرا ؛ 3 . شكستن در و فرو رفتن ميخ به سينه فاطمه زهرا ؛ 4 . سقط جنين .

من خواهشم اين است كه ما از موضوع خارج نشويم و اول سؤالي كه مطرح مي‌شود ، تمام بشود تا سؤال جديدي . و چهارده قرن از اين قضيه گذشته ، آيا در دوران خليفه اول و دوم و سوم و چهارم و در طول اين چهارده قرن ،‌ ما در كتب معتبر تاريخ اين قضيه ، قضيه شوخي نيست . الآن اگر واقعاً يكي از انسانهاي بزرگ عصر حاضر ؛ مثلاً رئيس جمهور و يا يكي از مراجع تقليد و يا يكي از مفتيان اهل سنت متهم به چنين امري بشود ، بالأخره بايد مستندات قوي برايش وجود داشته باشد .

الآن آمده‌اند و خليفه اول و دوم را كه اساس اسلام و برنامه‌هاي اسلامي ،‌ و نشر و دعوت اسلامي از آن جا سرچشمه مي‌گيرد ،‌ متهم به اين قضيه كرده‌اند و دلائلي هم كه ايشان آورده‌اند ، اين دلائل اصلاً سنديت ندارد و صحت ندارد . كتابي كه ايشان فرمودند : انساب الأشراف بلاذري ، يك مشكل كه وجود دارد معمولاً آقاي قزويني و ديگر دوستان ما يك صفحه كتاب را كه مطرح مي‌كنند ، صفحه دوم را يا نگاه نمي‌كنند و يا مطرح نمي‌كنند . همين انساب الأشراف بلاذري چه گفته در صفحه 250 :

لما بايع الناس أبا بكر، اعتزل علي والزبير، فبعث إليهما عمر بن الخطاب، وزيد بن ثابت، فأتيا منزل عليّ، فقرعا الباب، فنظر الزبير من فترة ثم رجع إلى عليّ فقال: هذان رجلان من أهل الجنة، وليس لنا أن نقاتلهما. قال: افتح لهما. ثم خرجا معهما حتى أتيا أبا بكر، فقال أبو بكر: يا علي أنت ابن عم رسول الله وصهره، فتقول إني أحق بهذا الأمر، لاها الله لأنه أحق به منك. قال: لا تثريب، يا خليفة رسول الله، ابسط يدك أبايعك. فبسط يده فبايعه. ثم قال للزبير: تقول أنا ابن عمة رسول الله وحواريه وفارسه وأنا أحقّ بالأمر؛ لاها الله لأنا أحق به منك. فقال: لا تثريب يا خليفة رسول الله، ابسط يدك، فبسط يده فبايعه.

المدائني، عن مسلمة بن محارب، عن سليمان التيمي، وعن ابن عون.

انساب الأشراف بلاذري، ص250 كه مي‌گويد كه حضرت علي با حضرت زبير اول در خانه نشسته بودند ، بعد رفتند خدمت ابوبكر صديق و ايشان علت اين را پرسيدند كه شما چرا نيامديد براي بيعت ؟ گفتند ما فكر مي‌كرديم كه ما مستحق تر هستيم . بعد حضرت علي و حضرت زبير گفتند كه دستت را دراز كن تا ما با تو بيعت كنيم . دستشان را دراز كردند و بيعت كردند .

بنابراين ،‌ به صراحت در انساب الأشراف آمده و بعد هم در چند پاراگراف جلوتر آمده :

فخرج علي فقال يا ابابكر أ لم تري لنا حقا في هذا الأمر ، قال بلي ولكن ...

فقط گلايه‌اي كه حضرت علي رضي الله عنه داشت ، انتظار مشاوره داشتند ، وضعيت به گونه‌اي بود كه خلأ قدرت نبايد پيش بيايد . اين هم جواب انساب الأشراف بلاذري است وعبارت ديگر هم زياد داريم كه در جاهاي ديگر آمده كه وقتي حضرت ابوبكر از ؟؟؟ برگشت حضرت علي و حضرت زبير رفتند و بلا فاصله بيعت كردند .

سؤال مولوي مراد زهي :
سؤال من اين است كه جناب آقاي قزويني مستندات درست و قوي در اين رابطه بياورند . و اگر ايشان معتقدند كه هجوم صورت گرفته ، بنابراين ، خليفه اول و دوم جاني قلمداد مي‌شوند و خيانتي صورت گرفته .

ايشان بياند پاسخ بدهند نسبت به اين روايتي در كتاب احقاق الحق قاضي نور الله شوشتري ، ج1 ، ص16 آمده .

و جاء عن الإمام السادس جعفر الصادق (ع) انه سئل عن أبى بكر وعمر رضي الله عنهما ففي الخبر " ان رجلاً سأل الإمام الصادق (ع) ، فقال : يا ابن رسول الله ! ما تقول فى حق أبى بكر و عمر ؟ فقال (ع) : إمامان عادلان قاسطان ، كانا على الحق ، وماتا عليه ، فعليهما رحمة الله يوم القيامة .

شخصي خدمت امام صادق آمد و از ايشان سؤال كرد در رابطه با أبي و عمر شما چه مي‌گوييد : آن حضرت فرمود آن‌ها هر دو امامان عادلان قاسطان ، دو امام عادل بودند و بر حق بودند و بر حق مردند فعليهما رحمة الله يوم القيامة .

چگونه امام صادق نسبت به خليفه اول و دوم مي‌فرمايد كه اين‌ها عادل بودند ، بر حق بودند و بر حق هم فوت كردند . چگونه آقاي قزويني مي‌فرمايند كه ايشان بر اثر هجوم به خانه فاطمه زهرا اين‌ها خيانت كار بودند و اين‌ها جنايت كار بودند ، آيا اين قضايا از ذهن امام صادق پنهان بود ؟

جواب استاد حسيني قزويني :
اولاً بر اين كه ايشان فرمودند كه طبق روايت انساب الأشراف ، امير المؤمنين عليه السلام آمدند و بيعت كردند ، من تعجب مي‌كنم جناب آقاي مراد زهي كه از اساتيد توانمند حوزه علميه هستند و شايد تعداد پنجاه تا كتاب تأليف كرده‌اند ، چگونه عبارت صريحي كه در صحيح بخاري ، ج5 ، ص82 ، حديث 4240 ، صراحت دارد كه امير المؤمنين سلام الله عليه شش ماه بعد از رحلت پيامبر اكرم ، مادامي كه فاطمه زهرا زنده بودند ، بيعت نكردند .

ولم يكن يبايع تلك الأشهر .

در اين شش ماه حضرت امير سلام الله عليه بيعت نكردند .

در صحيح مسلم هم هست ، ج5 ، ص154 ، امير المؤمنين سلام الله عليه بيعت نكردند . ، جناب عبد الرزاق استاد بخاري در المصنف ، ج5 ، ص472 مي‌گويد : نه تنها علي بيعت نكرد ، هيچ يك از بني هاشم نيز در طول آن شش ماه بيعت نكردند .

طبري صراحت دارد از زهري سؤال كردند : أ فلم يبايع علي ستة اشهر ؛ علي درآن شش ماه بيعت نكرد . قال ولا احد من بني هاشم ؛ هيچ يك از بني هاشم نيز بيعت نكردند .

و بحث اين كه ايشان مي‌فرمايد ما جناب ابوبكر وعمر را جنايت‌كار و خيانت كار معرفي مي‌كنيم ، جناب مراد زهي در خود صحيح مسلم ج5 ، ص159 ، ح4468 ، خليفه دوم اشاره مي‌كند به علي عليه السلام و عباس و مي‌گويد : وقتي پيامبر از دنيا رفت ، ابوبكر گفت كه من خليفه پيامبر هستم ؛ ولي شما رأيتان اين بود كه ابوبكر : كاذباً آثماً غادراً خائنا ؛ هم دروغگو است ، هم گنه كار است ، هم حيله گر است و هم خائن است . فلما توفيت ابوبكر قلت أنا خليفة رسول الله و خليفة ابي بكر ؛ پس از ابوبكر هم من خليفه شدم ، فرأيتماني كاذباً آثماً غادرا خائناً .

پس اين ما نيستيم كه آن‌ها را در قفس اتهام قرار داده‌ايم و نسبت جنايت به آن‌ها مي‌دهيم .

اما نسبت به قضيه روايتي كه حضرت عالي نقل فرموديد كه البته آن آدرسي كه جناب عالي داديد ، درست نيست ؛ آن چه هست در جلد اول ، ص69 و هفتاد است و در صوارق محرقه هم است ؛ ولي ايكاش حضرت عالي يك دقتي مي‌كرديد ، كه اولاً‌ اين روايت هيچ سندي ندارد و روايت از نظر سند كاملاً مخدوش است .

و اضافه در ذيل آن روايت از امام صادق سؤال مي‌كند آيا مراد شما كه گفتيد امامان عادلان ؛ اين دو امام عادل هستند ، چي بود . حضرت فرمود : من مرادم اين بود كه اين‌ها عدلا عن الحق ؛ اين دو از عدل عدول كردند ، اين‌ها اماما اهل النار ؛ دو تا امام اهل آتش هستند .

بعد حضرت اشاره مي‌كند به آيه شريفه : «وجعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ » قصص / 41 . و گفتم اين ها قاسط هستند ، حضرت فرمود مراد من اين است كه: « وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا » الجن / 15 .

فلذا روي اين جهت ما نه تنها اين روايت را ضعيف مي‌دانيم ، از مطاعن مي‌دانيم ، خواندنش را حرام مي‌دانيم ، به طلبه‌هايمان توصيه مي‌كنيم كه اصلا اين روايت را مطرح نكنند. چون موجب ايجاد فتنه مي‌شود .

سؤال استاد حسيني قزويني :
گر چه ايشان نسبت به سؤال دوم بنده ايشان جواب ندادند ، غضب حضرت زهرا از أبي بكر و عمر يك مسأله ثابت در صحيح بخاري و مسلم است . سؤال سوم من از ايشان اين است كه شما در روايات ، در صحيح بخاري و مسلم آورده‌ايد :

من مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية . صحيح مسلم ، ج6 ، ص22 .

و همچنين من مات و ليس عليه امام مات ميتة الجاهلية . اين كاملاً ثابت است .

از طرف ديگر در صحيح بخاري ومسلم هست كه : ماتت ابي‌بكر وهي واجدة علي ابي بكر . نه تنها بيعت نكرد ؛ بلكه نسبت به ابي بكر غضبناك نيز از دنيا رفت .

فلم تزل مهاجرته حتي توفيت .

در اين جا مسأله اين است فاطمه زهرا سلام الله عليها كه در برابر خليفه اول بيعت نكرد و او را به عنوان امام قبول نكرد ، آيا فاطمه زهرا به مرگ جاهلي مرده و يا خلافت ابوبكر ، خلافت مشروع نيست .

پاسخ مولوي مراد زهي :
ببنيد من اولاً به اين سبك برنامه كه چهار دقيقه و يك دقيقه است ، اعتراض دارم . يك بحث وقتي ادامه پيدا مي‌كند بايد جمع بندي بشود تا حالا سه چهار تا بحث مطرح شد .

سؤالي كه من كردم در رابطه با مطلب قاضي نور الله شوشتري. من متأسفم كه تمام بينندگان آشنا هستند به زبان عربي . چگونه واقعاً يك مسأله را از ظاهر مسأله بر مي‌گردانند كه وقتي سؤال كردند : يا ابن رسول الله ! ما تقول فى حق أبى بكر و عمر ؟ فقال (ع) : إمامان عادلان قاسطان .

عادل در زبان عربي به چه گفته مي‌شود ، « قاسطان » قاسط در زبان عربي به چه گفته مي‌شود ؟ وماتا عليه .

مطلب دوم آن چه از صحيح مسلم آوردند . جاي تأسف است كه من همين مسأله را عرض كردم كه يك پاراگراف را مي‌خوانند و يك پاراگراف را نمي‌خوانند . صحيح مسلم همين الآن جلوي من است ، همين حديثي كه ايشان آوردند ، حديث صحيح مسلم است و من مي‌خوانم و شنوندگان هم گوش كنند ، خود آقاي قزويني هم گوش كنند و بعد قضاوت كنند .

فلما توفى رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أبو بكر انا ولى رسول الله صلى الله عليه وسلم فجئتما تطلب ميراثك من ابن أخيك ويطلب هذا ميراث امرأته من أبيها فقال أبو بكر قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما نورث ما تركنا صدقة فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق ثم توفى أبو بكر وانا ولى رسول الله صلى الله عليه وسلم وولى أبى بكر فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم انى لصادق بار راشد تابع للحق .

حضرت عباس و حضرت علي وقتي خدمت حضرت عمر مي‌آيند عبارت اين است :

فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا

يعني وقتي شما نزد خليفه لازم را دادند ، به گمان شما ؛ يعني شما چنين فكر مي‌كرديد ، اين علامت استفهامي و سؤالي است ، آيا شما فكر مي‌كرديد كه ايشان كاذبا غادرا آثما خائنا است ، در حالي كه اين طور نيست ؛ چون در ادامه اش مي‌گويد :

والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق

ايشان صادق است ، نيكوكار است.

ثم توفى أبو بكر . بعد شما نزد من آمديد ، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم .

اين والله يعلم را نمي‌خوانند : خدا مي‌داند كه من صادق و بار راشد و تابع حق هستم . بعد شما آمديد پيش من و اصرار دارد و اين مسأله‌اي است كه ابوبكر صديق در باره آن قضاوت كرده است .

بعد وقتي كه آمدند مي‌فرمايد : فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا ، نه اين كه من از خودش خبر مي‌دهد ، يعني شما چنين فكر مي‌كنيد . بعد والله يعلم اني لصادق ، والله يعلم إنه لصادق. چگونه است كه استنباط توهين مي‌كند كه خليفه دوم ، خليفه اول را كاذب و غادر و آثم مي‌داند ؛ در حالي پشت سر همين جمله مي‌گويد : والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق .

آقاي قزويني نسبت به اين عبارت توضيح دهند ، امام چهارم حضرت علي بن حسين بن علي رضي الله تعالي عنه در كتاب كشف الغمة اربيلي، ج2 ، ص78 كه گروهي از ايران آمدند خدمت ايشان و از حضرت ابوبكر و عمر و عثمان سؤال كردند . بعد ايشان فرمود : آيا شما نمي‌دانيد كه الذين يخرجهم من ديارهم ، آن آيه معروف در قرآن كريم در باره كي است ؟

[اصل روايت مورد استدلال جناب مراد زهي ؛ چون سخنان ايشان واضح نبود ، ما تمام روايت را از اصل كتاب در اين جا نقل مي‌كنيم]

«وقال سعيد بن مرجانة كنت يوما عند علي بن الحسين فقلت سمعت أبا هريرة يقول قال رسول الله صلى الله عليه وآله من أعتق رقبة مؤمنة أعتق الله تعالى بكل إرب منها إربا منه من النار حتى أنه ليعتق باليد اليد وبالرجل الرجل وبالفرج الفرج فقال علي عليه السلام أنت سمعت هذه من أبي هريرة ؟ فقال سعيد نعم فقال لغلام له أفره غلمانه وكان عبد الله بن جعفر قد أعطاه بهذا الغلام ألف دينار فلم يبعه أنت حر لوجه الله تعالى . وقدم عليه نفر من أهل العراق فقالوا في أبى بكر وعمر وعثمان رضي الله عنهم فلما فرغوا من كلامهم قال لهم ألا تخبروني أنتم المهاجرون الأولون الذين أخرجوا من ديارهم وأموالهم يبتغون فضلا من الله ورضوانا وينصرون الله ورسوله أولئك هم الصادقون قالوا لا قال فأنتم الذين تبوأوا الدار والإيمان من قبلهم يحبون من هاجر إليهم ولا يجدون في صدورهم حاجه مما أوتوا ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة قالوا لا قال أما أنتم قد تبرأتم أن تكونوا من أحد هذين الفريقين وأنا أشهد انكم لستم من الذين قال الله فيهم والذين جاؤوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ) خرجوا عنى فعل الله بكم » .

كشف الغمة - ابن أبي الفتح الإربلي - ج 2 ص 291 .

من گواهي مي‌دهم كه شما از آن گروه سوم نيستيد كه خداوند در باره آنان گفته:

والذين جاؤوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا .

يعني وظيفه بنده و آقاي قزويني و مسلمانان بعدي طبق اين آيه صريح قرآن اين است كه ما بايد براي مؤمنين گذشته ؛ به ويژه براي اصحاب و اهل دعاي مغفرت كنيم و بخواهيم از خدا كه هيچ گونه غل و كدورتي در دلهاي ما از آن‌ها نباشد وظيفه ما را قرآن مشخص كرده .

بنابراين نسبت به اين روايت كه در كشف الغمة ، ج1 ، ص78 آمده كه حضرت علي بن الحسين ، نسبت به معترضين و آن‌هايي كه بد گو بودند نسبت به سه خليفه اول اين گونه برخورد مي‌كند و اين آيه قرآن را مي‌گويد كه آن‌ها مصداق اين آيه بودند ...

جواب استاد قزويني :
در رابطه با روايتي كه ايشان مطرح كردند در كتاب كشف الغمة ، ج1 ، ص78 ، همچنين روايتي نيست . در صفحه 291 ج2 ، يك روايتي است كه اين روايت سندش مي‌رسد به ابو هريره ، ابوهريره از ديدگاه ما به هيچ وجه مورد وثوق نيست ؛ چون مورد ذم آقا امير المؤمنين سلام الله عليه است . و رواياتي هم كه جناب اربلي مي‌آورد ، غالبا از منابع اهل سنت مي‌آورد و بدون ذكر سند . و روايتي كه سند نداشته باشد و يا سندش به روات اهل سنت برسد كه از ديدگاه ما وثاقتش ثابت نيست ، اين روايت ازديدگاه و نظر ما اعتبار ندارد .

اما نسبت به روايت صحيح مسلم كه جناب مراد زهي فرمودند . آن جا امير المؤمنين عليه السلام و عباس مورد خطاب خليفه دوم است . تعدادي از صحابه هم آن‌جا نشسته‌اند . جناب خليفه دوم سؤال نكرد . مي‌گويد وقتي من خليفه شدم «فرأيتماني» يعني رأي و نظر شما اين بود كه من دروغگو هستم ، و حيله گر و خائن هستم .

بلي خود ايشان مي‌گويد : والله يعلم أني لصادق . اين ادعاي جناب خليفه دوم است ؛ ولي آقا امير المؤمنين و عباس وقتي كه خليفه دوم گفت شما رأيتان اين بود ، علي آن‌جا تكذيب نكرد ، علي نگفت كه نه جناب عمر اختيار داريد من چنين عقيده‌اي نسبت به شما نداريم ، چنين رأيي نداريم . و همچنين عباس انكار نكرد حرف جناب خليفه دوم را . و صحابه‌اي كه آن‌جا نشسته بودند ، سي چهل نفر، هيچ كدام نگفتند كه جناب خليفه اين كه شما ميگوييد نظر آقاي عباس و آقا امير المؤمنين درباره تو اين است كه كاذب و آثم و غادر و حيله گر هستيد ، هيچ كدام اين قضيه را تكذيب نكردند .

و اضافه بر اين ، جناب آقاي مراد زهي عزيز ! آيا اين قضيه مگر منحصر به همين روايت است ؟ حديث حوض مگر جداي از اين قضيه است . مگر قضيه شك خليفه دوم در قضيه حديبيه ، آيا جداي از اين قضيه است ؟ اين‌ها مطالبي است كه ما بايد فكر كنيم يك مقداري از جنبه تقليدي بياييم بيرون . يك مقداري دقت كنيم در مضمون روايت و سند روايت كه در صحيح مسلم است و هيچ شك و شبهه اي نيست .

و خود آقاي بخاري احساس مي‌كند كه اين واژه كاذباً آثماً غادراً خائناً ، توهين در حق خليفه اول و دوم است و لذا در صحيح بخاري اين ها را حذف مي‌كند و مي‌آورد « فرأيتماني كذا وكذا » اين نشانگر اين است كه آقاي بخاري از اين روايت در حقيقت اهانت و توهين به خليفه اول و دوم فهميده و تبديل اين واژه‌ها را به كلمه «كذا وكذا» .

سؤال استاد قزويني :
من عرض مي‌كنم كه سؤال قبلي و قبلي تر من را جناب مراد زهي جواب ندادند . و من باز تكرار مي‌كنم كه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها از ابوبكر و عمر به ويژه از ابوبكر غضبناك شد .

فغضبت فاطمه بنت رسول الله فهجرت أبابكر ؛ از ابابكر قهر كرد . با اين كه قهر كردن يك امر منفي است . فلم تزل مهاجرته حتي توفيت ؛ تا آخرين لحظه حيات هم جناب حضرت زهرا سلام الله عليها از ابوبكر راضي نشدند . آيا اين غضب فاطمه دليل بر عدم مشروعيت آن‌ها نيست ؟آيا اين دليل بر‌آن نيست كه‌ آن‌ها بر يك مسندي نشسته اند كه مرضي حضرت زهرا نيست و مرضي حضرت زهرا نباشد ، مرضي نبي مكرم نيست و مرضي خداي عالم نيست . آيا اين غضب و اين هجرت و آن‌چه در الإمامة و السياسه هم آمده كه مي‌خواهم انشاء الله آن را يك مقدار بزرگنمايي كنم كه مي‌گويد : والله لأدعونكما في كل صلاة اصليها . آيا اين مشروعيت خلافت شيخين را زير سؤال نمي‌برد ؟

پاسخ مولوي مراد زهي :
منظور بحث ما هجوم به خانه فاطمه زهرا ، سوزاندن خانه ، توهين به حضرت فاطمه زهرا و سقط جنين است . بحث فاطمه زهرا و بحث بيعت يك بحث مستقلي است . من خواهش مي‌كنم . من استدعا دارم مستندات خودش را نسبت به ادعا و اتهامي كه متوجه خليفه اول و دوم شده ، مستندات هجوم و ... .

من چون مقيد هستم كه در موضوع مورد نظر بحث بشود ، نظر من اين است كه از همين الآن بحث هجوم و اين مسائل باشد . بحث بيعت و بحث غضب ، خودش بحث مستقلي است كه خودش چندين جلسه را مي‌طلبد . آن‌ها در جلسات آينده . فعلاً بحث هجوم مطرح بشود . ايشان مستنداتي نياوردند براي هجوم .

اولين سؤال من اين بود كه اين مسأله اي كه نسبت داده شده و در بسياري از شبكه‌هاي ماهواره‌اي و در بسياري از سايت‌هاي اينترنتي و در كتاب‌هاي و يك مسأله بسيار مهمي است كه خليفه دوم را متهم به حمله و هجوم به خانه فاطمه زهرا كرده و متهم شده ؛ در حالي كه الآن نه مدعي وجود دارد نه مدعي عليه ، نه خود حضرت علي و نه خود حضرت فاطمه و حسن و حسين ، اين ادعا را در طول چهارده قرن مطرح نكرده . پرونده‌اي كه الآن باز شده ، درخواست من از جناب قزويني اين است كه مستندات قوي حقوقي و محكمه پسندي را در اين مورد بيارند و اثبات كنند .

مسأله كشف الغمه . واقعاً بعد از كتاب الله از ديدگاه شيعه ،‌ نهج البلاغه قوي‌ترين كتاب است . وقتي ما خطبه‌هاي نهج البلاغه را مطالب نهج البلاغه و بسياري از كتاب‌هايي كه ائمه در باره خليفه اول و دوم است بررسي مي‌كنيم ، آن جا يك الگويي از محبت و از اخوت و برادري مي‌بينيم و خطبه‌هاي نهج البلاغه ، كلاً‌ اصلا اين مطاعن را كه خليفه اول و يا دوم بر باطل بودند و يا هجوم صورت گرفته را رد مي‌كنند . آقاي اين سؤال است كه خطبه 219 نهج البلاغه است كه حضرت علي حضرت عمر رضي الله عنه را اين گونه توصيف مي‌كند :

[اصل خطبه نهج البلاغه مورد استناد مولوي مراد زهي

ِلَّلهِ بِلَادُ فُلَانٍ فَقَدْ قَوَّمَ الْأَوَدَ وَ دَاوَى الْعَمَدَ وَ أَقَامَ السُّنَّةَ وَ خَلَّفَ الْفِتْنَةَ ذَهَبَ نَقِيَّ الثَّوْبِ قَلِيلَ الْعَيْبِ أَصَابَ خَيْرَهَا وَ سَبَقَ شَرَّهَا أَدَّى إِلَى اللَّهِ طَاعَتَهُ وَ اتَّقَاهُ بِحَقِّهِ رَحَلَ وَ تَرَكَهُمْ فِي طُرُقٍ مُتَشَعِّبَةٍ لَا يَهْتَدِي فِيهَا الضَّالُّ وَ لَا يَسْتَيْقِنُ الْمُهْتَدِي ] .

من عربي اش را نمي‌خوانم و فارسي‌اش را مي‌خوانم.

خداوند شهرهاي عمر بن خطاب را آباد گرداند ، همانا او كجي را راست نمود ، و بيماري را معالجه كرد ، و سنت را بر پا داشت ، و تبهكاري و فساد را پشت سر نهاد ، و پاك و بي آلايش از دنيا رفت ، نيكويي و خير خلافت را دريافت و از شرّ و بدي هم پيشي گرفت .

خوب اين خطبه 219 نهج البلاغه است كه از زبان مبارك حضرت علي نسبت به خليفه دوم صادر شده و كاملاً ايشان را متبع سند ، مخالف ؟؟؟ ، پاك و بي آلايش ،‌ قليل العيب و اين كه خيري دين اسلام و قرآن را دريافت و از شرش دور بوده است . « أَدَّى إِلَى اللَّهِ طَاعَتَهُ» همواره طاعت الهي را به جا آورده « وَ اتَّقَاهُ بِحَقِّهِ » و از خداوند هم تقوي را پيشه گرفته . اين چيزي است كه در خطبه219 نهج البلاغه است و خطبه ديگر نهج البلاغه هم

« فِي كَلَامٍ لَهُ وَ وَلِيَهُمْ وَالٍ فَأَقَامَ وَ اسْتَقَامَ حَتَّى ضَرَبَ الدِّينُ بِجِرَانِه » [كلمات قصار ، شماره 459 ] .

بعد از ابوبكر بر مسلمانان فرمانروا شد ، فرمانده يعني عمر بن خطاب ، پس امر خلافت را برپا داشت و ؟؟؟ نمود تا اين كه دين قرار گرفت و پابرجا شد . اين خطبه‌هاي صريح و آشكار نهج البلاغه است . حالا ما روايات بسياري هم داريم ...

سؤال مولوي مراد زهي :
من سؤال هم همين است كه شنوندگان و خوانندگان سايت‌هاي اينترنتي كه در اين مدت اين موضوع را ديده‌اند و شنيده‌اند و بررسي كرده‌اند اين موضوع را ، با ديده انصاف بنگرند و توجه بكنند ،‌ خليفه اول و خليفه دوم بهترين انسان‌ها بعد از رسول خدا مورد اتهام قرار گرفته‌اند بعد از چهارده قرن جلسه دادگاه و محاكمه برايشان تشكيل شده . مدعي . ما اين استدعا را داريم به عنوان مدافع كه مدعي دلائل قوي و مستند كه منطبق با قرآن و مطابق با سنت صحيحه و مطابق با اخلاق و اد
 ( امتيازها: 2)
  [not-logged]
[/not-logged]
::. تعداد بازديد: 94 | نويسنده: جواد | نظرات (0) | چاپ مطلب
::. ارسال نظر
نام:
ايميل:

 
نام کاربري:
کلمه عبور:
 


<    «  شهريور 1389  »    >
شيدسچپج
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031